ملا محمد مهدى بن على نقى شريف

138

زاد المسافرين ( فارسى )

عدم استعداد آن براى هضم كامل است ، مثل خبّازى ، يا مثل جمع ميان اغذيه مختلفه كه در هضم فساد پذيرد و متعفن شود . سوم از اسباب عفونت اخلاط ، هواى و باد هواى متغير از اسباب سماوى و ارضى است كه به استنشاق و از راه مسامات جلد به اخلاط مىرسد و متعفن مىشكند . چنانچه اخلاط چهار است ، تبهاى عفونى نيز چهار است به عدد اخلاط و هريك از اين اخلاط اربعه يا داخل در عروق است كه متعفن مىشود يا خارج از عروق ، مثل معده و كبد و غير ذلك . پس هرگاه تعفن در داخل عروق باشد ، تب لازم مىشود و قلع نمىشود مگر به زوال سبب . و اگر عفونت خارج عروق باشد ، تب دائر مىباشد ؛ يعنى به حسب نو به كه از براى ماده متعفنه مىباشد چنان‌چه در هريك مذكور خواهد شد تب رفع مىشود و باز در روز نوبه ديگر مىآيد و همچنين تا مرض زايل شود . پس تبهاى عفونى هشت است ؛ زيرا كه هريك از اخلاط اربعه ، تعفن آن يا داخل عروق است كه تب لازم است و بر طرف نمىشود مگر به زوال سبب يا خارج عروق است كه تب رفع مىشود و در نوبه ديگر باز عود مىكند به حسب هر ماده ، چنان كه ضابطه هريك معلوم خواهد شد و چون كه در خارج عروق نمىباشد مثل ساير اخلاط ثلاثه ديگر ؛ لهذا تب دموى نمىباشد . و تب دموى خارج عروق ، تبى است كه سبب آن اورام احشاء باشد به نحوى كه مذكور خواهد شد . اما تب دموى كه ماده آن داخل عروق باشد بر دو قسم است : يكى آنكه از حدت غليان خون حادث شود بىآنكه عفونت در او باشد و اين نوع از تب دموى فى الحقيقه قسمى است على حده كه داخل در تبهاى عفونى نيست ؛ زيرا كه از عفونت تب نيست و در تحت حمّيات يومى و دقّ نيز